ღ♥ღMissing some oneღ♥ღ

♥♥♥♥♥دنیای عشق♥♥♥♥


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

خسته از.........

خسته ام..... 

از همه چیز خسته شدم........ 

از عشق های بی پایان........... 

از شب های بی ستاره............. 

از قلب های پر درد....................... 

از تظاهر به شادی......................... 

از دروغ گفتن راجع به دوست داشتن..... 

از دروغ گفتن راجع به عشق................... 

از روزهای پوچ............................................. 

از همه چیز خسته ام.....................................

+ نوشته شده در 1388/04/22 ساعت 8:39 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 2 نظر

ژرف ترین پدیده------>>>>> عشق

  

عشق ژرف ترین پدیده ای است که می تواند در وجود فرد راه یابد.عشق بر درونی ترین هسته رخنه می کند و روشنی می بخشد.تو را از نور سرشار می کند.تو از خود نور می پراکنی.حتی در عشق معمولی نیز چنین اتفاقی می افتد و همه این را می دانیم.اگر به شخصی که عاشق شده بنگریم او را ار قبل متفاوت می یابیم.او نورانی تر از زمانی که عاشق شده بنگریم او را از قبل متفاوت می یابیم.او نورانی تر از زمانی که عاشق شود به نظر می رسد.چهره اش تابناک است و درخشش ویژه ای در او به چشم می خورد.حتی در عشق معمولی نیز فرد نورانی می شود.در مورد عشقی که من از آن سخن می گویم ٬عشق میان تو و کل هستی ٬چه می توان گفت؟در این عشق تو همه نور کی شوی.بدنت دیگر یک جسم نیست ٬ انرژی ناب است.تبدیل به شعله ی آتش می شوی.شعله ای که تمام آرزوها٬تمام میل و هوس هایت رذا می سوزاند.تو را بخشی از آتنش خدا می گرداند. 

نور عشق شو!در عشقی سوزان با زندگی به سر بر.عشقی سوزان بکار می آید٬ عشق نیم گرم کارگشا نیست.باید که مشعل زندگی را از هر دو طرف آن مشتعمل سازی.آن گاه حتی یک لحظه ی کوتاه‌٬طولانی تر از ابدیت خواهد بود.

+ نوشته شده در 1388/04/22 ساعت 2:03 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 1 نظر

تو که رفتی!!!!

اگر در کهکشانی دوردلی یک لحظه در صد سال یاد من کند بی شک دل من در تمام لحظه های عمر به یادش می تپد پر شور. 

 

تو که رفتی ٬ 

واسه من جای آشتی که نذاشتی٬ 

کاش از اول گل عشقو تو قلبم نمی کاشتی٬ 

یه بهونه که بخوام دوباره با تو باشم رو نداشتم 

تو که برای من شب و روز خواب نذاشتی 

اینتوئی که باید بیائی٬ 

با یه بوسه٬واسه آشتی 

تو که رفتی٬
رنگه مهتاب پرید٬ 

نفس ماه پرید. 

قاب خورشید پرید 

به سرم خاطره ها گشت خراب

+ نوشته شده در 1388/04/22 ساعت 10:42 AM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 3 نظر

شور عشق

باغبان نیز نیامد پی دلداری من.  

اشک گرم غم عشق آمد و جانا چه کنم  

اگر به فردا نرسد این شب بیداری من.  

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من ٬  

قصه ی عشق شود قصه ی بیماری من ٬  

من و دیوانگی و مهر و وفا یار شدیم٬  

تا تو باشی و ٬ من و ٬ عشق و و وفاداری من٬ 

 

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من.  

شب هجران نکند قصد دل آزاری من.  

 

+ نوشته شده در 1388/04/21 ساعت 8:01 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 6 نظر

بی تو...!

تو که نیستی  

 

از خودم بی خبرم 

 

کی بیاد و  

 

کی یشه همسفرم 

 

دل من از تو جدا نیست 

 

این هوا٬ 

 

بی تو هوا نیست..!!!

 

+ نوشته شده در 1388/04/21 ساعت 10:43 AM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 3 نظر

گناه کار..!!

من هیچ وقت نخواستم که بازی را که مردم می کنند بازی کنم٬ 

من هیچ وقت نخواستم که حرف هایی را بشنوم که دیگران می گویند٬
من هر چیزی را که خواستم با او یافتم  با او چیزی بیشتر نمی خواستم جز باور تو ..!! 

 

من می خواستم به تو چیز هایی را بدهم که تو هرگز آن ها را نداشته ای 

سعی نکن بپرسی چگونه  

من تو از تو می خواهم که باز گردی تو زندگیم 

من هیچگاه نمی خواستم که برای تو دیگری باشم 

من هیچگاه دروغ نگفتم............پس من نیز گناهکار نیستم!! 

اما اگر دوست داشتن یک گناه کاریست در عشق تو من ترجیح می دهم که گناه کار باشم.!!!! 

+ نوشته شده در 1388/04/20 ساعت 7:36 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 7 نظر

تو چهار جا چهار چیز رو دوست دارم :

تو چهار جا چهار چیز رو دوست دارم :  

 

تو آسمون خدا رو  

 تو زمین خودمو  

 تو خودم قلبمو  

 تو قلبم تو رو ...  

 

+ نوشته شده در 1388/04/20 ساعت 4:40 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 2 نظر

او رفت.....

او رفت 

برای همیشه هم رفت 

من ماندم و تنهایی 

من ماندم با ۲ یار همیشگیم خدا و تنهایی 

من ماندم و یک دنیا غم 

من ماندم و درد دوری از او 

من ماندم و یک دنیا سوال 

من ماندم و یک دنیا ستاره  

من ماندم و نور مهتاب شبانه 

من بی او با این همه چیز ماندم و می مانم 

او رفت..... 

+ نوشته شده در 1388/04/20 ساعت 3:33 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 3 نظر

دل شکسته

وقتی اشک میریزم اشک هایم سوزان اند آنقدر سوزان که پوست صورتم آتش می گیرند..... 

 وقتی یاد حرف هایت می افتم قلبم از درد میمیرد 

تو در این عشق مقصر نبودی مقصر من بودم 

من حالا دگر اشکی نمانده که بریزم 

تمام اشکها در قلبم 

در روحم 

و در خودم 

ریخته شده اند   

تو و عشق پرنده ی آزادی بودین که من شما را زود از دست دادم  

زودتر از آنکه تصورش می کردم 

+ نوشته شده در 1388/04/20 ساعت 1:30 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 1 نظر

خاطره

در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر 

 

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد 

 

عشق ها می میرند 

 

رنگ ها ٬ رنگ دگر می گیرند 

 

و فقط خاطره هاست 

 

که چه شیرین و چه تلخ 

  

دست نخورده به جا می مانند....  

 

.

+ نوشته شده در 1388/04/20 ساعت 11:56 AM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 5 نظر

<<   3      4      5      6      7      8      9      10      11      12   >>